در کویرهای پررفتوآمد ایران، راهِ سواری دمِ کاروانسرای مرنجاب، کنار روستای مصر و جلوی دروازهٔ تپههای ورزنه تمام میشود و در کلوتهای شهداد از کنار جاده آنطرفتر نمیرود. بعدش شنِ نرم است؛ ریگ بلند مرنجاب، مثلاً، ۴ تا ۸ کیلومتر بعد از کاروانسرا شروع میشود. در کویرگردی با ماشین شخصی، این تکهٔ آخر را یا به دودیفرانسیل و رانندهای میسپاری که قبلاً شن رانده، یا به سافاری محلی.
با سواری تا کجای کویر میشود رفت؟
تا لبهٔ شن، که در هر کویر جای دیگری است. خطِ کویرهای پررفتوآمد اینجاست، با آخرین جایی که بنزین گیرت میآید:
- متینآباد، نزدیک بادرود: فقط ۵۰۰ متر آخر خاکی است و هر ماشینی دمِ در میرسد.
- مرنجاب: از آران تا کاروانسرا حدود ۴۵ کیلومتر خاکی است، بی روستا و پمپبنزین؛ باک را آران پر کن. سواری آرامآرام، یک تا دو ساعته، تا کاروانسرا و لب دریاچهٔ نمک میرسد، ولی روی خود دریاچه نران، که زیر پوستهٔ نمک گل خیس است. برای گردوخاکش کولر را روی چرخش هوای داخل بگذار و برای بچهها ماسک بردار.
- ابوزیدآباد: تپهها ۷ تا ۸ کیلومتر شمال شهرند، روی خاکیای بی هیچ خدماتی. بنزین را در شهر بزن و از میزبان بپرس امسال سواری تا تپهها میرسد یا نه.
- ورزنه: تپهها حدود ۱۰ کیلومتر جنوب شهرند و سواری از جادهٔ فرعی تا دروازهٔ سایت میرود؛ ورودی را همانجا میدهی و پول شتر و موتور و سافاریِ بچهها را جدا.
- مصر: از خور حدود ۵۵ کیلومتر آسفالت است، ولی راه جندق هنوز تکههای خاکی دارد؛ با سواری از خور برو. خود مصر و فرحزاد پمپبنزین ندارند؛ باک را در خور، فرخی یا جندق پر کن.
- کلوتهای شهداد: آسفالت تا وسط کلوتها میرود و ۲ کیلومترِ دو طرف جاده آزاد است. آخرین بنزین در خود شهداد است.
پارک ملی کویر، ریگ جن و دل لوت را از برنامهٔ خانوادگی خط بزن؛ یا مجوز و راهنمای رسمی میخواهند یا اصلاً جاده ندارند. اگر از تهران فقط یک آخر هفته داری، سراغ متینآباد، مرنجاب یا ابوزیدآباد برو و انتخاب آخر را با کویرهای نزدیک تهران یکسره کن.
کجا بخوابی که خاکی را در تاریکی نرانی؟
جایی که بعد از تاریکی، بین تو و تختت جادهٔ خاکی نمانده باشد؛ برای سواری یعنی خودِ شهر ورزنه یا خور، یا خانهای در مصر که تا درش آسفالت باشد. تپههای ورزنه دوازده دقیقه بیرون شهرند. خور پمپبنزین و بیمارستان دارد و اتاقهایش ۵۵۰ هزار تا ۳.۳ میلیون توماناند، ارزانتر از اتاق کنار شن در خود مصر که بیشتر ۲ تا ۴.۵ میلیون است؛ فقط غروبِ مصر را باید با رانندگی شبانه تا خور حساب کنی.
مرنجاب بدحسابتر است: اتاقهای کاروانسرای وسط کویر سرویس مشترک دارند و شبی ۵ تا ۱۵ میلیوناند، و بومگردیهای آران و بیدگل، از حدود ۶۰۰ هزار تومان، غروب دریاچهٔ نمک را از تو میگیرند. متینآباد شبی تقریباً بیخاکی دارد با حمام توی اتاق؛ دونفرهاش زمستان پارسال حدود ۴ میلیون تومان بود، سه چهار برابر یک شب معمولی در ورزنه.
ورزنه، با آسفالت تا دروازهٔ تپهها، کمخرجترین شروع است: بومگردیهایش مهر امسال شبی حدود ۵۰۰ هزار تا ۱.۸ میلیون تومان بودند. خور به کار سفر مصر میآید، ولی بعضی اقامتگاههایش نرخ هر نفر را میگویند؛ ما چهار نفریم و من عدد را همان اول ضربدر چهار میکنم. آران و بیدگل گرانتر درمیآید و فقط به کار کسی میآید که پیش از تاریکی از خاکی مرنجاب بیرون آمده باشد.
بومگردیهای مسیر کویر
بریماگر اولین کویرگردیات با سواری است، ورزنه را پایگاه کن، دو ساعت از اصفهان، و تاریخت که قطعی شد یک شب در ورزنه بگیر. پنجشنبهشب و تعطیلیها را زودتر ببند و مصر را حدود یک ماه جلوتر؛ اقامتگاههایش کوچکاند و تورهای آخر هفته پرشان میکنند. موقع رزرو بپرس از آخرین آسفالت تا در چند کیلومتر خاکی است و آن تکه بعد از باران برای سواری راه است یا نه.
شاسیبلند ببریم توی شن یا سافاری بگیریم؟
اگر دودیفرانسیلت دندهٔ کمک دارد، تنها نمیروی و قبلاً شن راندهای، با ماشین خودت برو؛ وگرنه سافاری. شاسیِ بلند فقط کف ماشین را از زمین دور میکند و بهتنهایی در شن جلو نمیبردش. سواری را هم اصلاً توی شن نرم نبر.
بیرون زدن از آسفالت یعنی دستکم دو ماشین، و در صندوق زاپاس، کمپرسور و فشارسنج، جک، بیل و تسمهٔ بکسل. مهمترین عدد باد لاستیک است: در شن نرم حدود ۱۵ پوند؛ زیر ۱۰ نرو، که لاستیک آسیب میبیند.
تا لاستیکها کمبادند آرام برو و پیش از آسفالت دوباره بادشان کن؛ با تلمبهٔ پایی هر لاستیک تا حدود ۴۰ دقیقه طول میکشد، پس پمپ فندکی را جا نگذار. روی شن گاز و ترمز ناگهانی نده و تپه را فقط مستقیم بالا و پایین برو.
تپههای بلندِ این کویرها آنطرفِ خط سواریاند و رسیدن به آنها پول دارد: برای سافاری در مصر، بسته به ماشین و مسیر، یک تا ۵ میلیون تومان کنار بگذار و در کاروانسرای مرنجاب از ۳.۵ میلیون به بالا. بار اولِ شن، حتی با دودیفرانسیل خودت، سافاری بگیر و از صندلی کنار راننده ببین چه میکند.
وقتی ماشین در شن گیر کرد
اول پا را از گاز بردار، چون بیشترِ گیر کردنها با گاز بیشتر بدتر میشوند. من با دو بچه روی صندلی عقب سواری را لب شن پارک میکنم، ولی باد گاهی خاکیِ مرنجاب را هم شنپوش میکند؛ این ترتیب را برای همین روی کاغذ توی داشبورد دارم:
- گاز نده؛ چرخی که درجا میچرخد ماشین را پایینتر میبرد.
- پیاده شو و ببین کدام چرخها و چقدر فرو رفتهاند.
- آرام روی ردّ خودت دندهعقب برو، بعد جلو، و چند بار تکرار کن.
- باد لاستیکها را کم کن.
- شنِ جلو و پشت چرخها و زیر ماشین را خالی کن.
- زیر چرخهای محرک تخته، شاخه یا کفپوش ماشین بگذار.
- آرام عقبوجلو کن تا بقیه هل بدهند؛ اگر ماشین دوم هست، با تسمه بیرونت بکشد، و تنها که باشی، وینچ یا جک.
بیرون که آمدی، اول لاستیکها را باد کن.
اگر بیرون نیامدی یا راه را گم کردهای، ساعتها کلنجار نرو و زود به ۱۱۰ یا ۱۱۲ زنگ بزن. توصیهٔ مدیریت بحران یزد همین است: کلنجار طولانی امداد را سختتر میکند و یدککش معمولی حریف شن نیست. سر جایت بمان، نگذار باک خالی شود و اگر آنتن داری، مختصاتت را بفرست.
از ماشین دور نشو؛ از هوا ماشین را خیلی راحتتر از آدم پیدا میکنند. کاپوت و در صندوق را باز بگذار تا معلوم باشد کمک میخواهی. روز در سایه و روی زیرانداز بنشین، و اگر کار به شب کشید، بچهها را توی ماشین در کیسهخواب بپیچ.
برای کویرگردی چقدر آب و بنزین اضافه ببریم؟
روزی که از آسفالت بیرون میزنی یا جادهٔ خالی بیابانی را میروی، نفری دستکم حدود ۱۱ لیتر آب توی ماشین داشته باش: ۴ تا ۶ لیتر سهم همان روز است و بقیه ذخیرهٔ روزی که ماشین وسط راه بماند. برای ما چهار نفر میشود دو دبهٔ بیستلیتری و چند بطری.
باک را سر هر پمپی که رسیدی پر کن؛ از دامغان تا جندق ۲۶۰ کیلومتر بیابان خالی است. موجودی کارت سوخت را پیش از راه ببین: سهمیهٔ ماهانهٔ لیتری ۳۰۰۰ تومان امسال از ۱۰۰ به ۷۰ لیتر رسیده و رفتوبرگشت تهران تا مصر، حدود ۷۲۰ کیلومتر هر طرف، ممکن است بکشاندت به نرخ لیتری ۵۰۰۰ تومان.
ماشین را پیش از سفر به مکانیک نشان بده، بهخصوص رادیاتور و فیلتر هوا را که گردوخاک خفهاش میکند. توی صندوق چراغ پیشانی، پاوربانک، جعبهٔ کمکهای اولیه، سوت و آینهٔ کوچک برای علامت دادن، و کیسهخواب بگذار. لباس را لایهلایه بردار، چون ظهرِ آفتابی و شبِ زیر صفرِ این فصل در یک روزند: برای هر بچه کلاه و دستکش و یک لایهٔ گرم اضافه، و کفش بسته، نه صندل؛ شنِ ظهر کف پا را تاول میزند. بقیه را از چکلیست وسایل ضروری سفر تیک بزن.
آنتن کویر و نقشهٔ آفلاین
به آنتنِ مرنجاب و بیشتر کویرها نمیشود از قبل مطمئن بود؛ فرض کن نداری. نشان نقشه را استانبهاستان آفلاین میکند، از «سایر» و بعد «نقشه و مسیریابی آفلاین»؛ شب قبل همهٔ استانهای سر راه را بگیر. به نقطهٔ آبی هم تنها تکیه نکن: یک جمعهٔ شهریور امسال موقعیت گوشیها در تهران ساعتها جابهجا میپرید، و در چنین وضعی نقشهٔ آفلاین فقط راه را نشان میدهد، نه جای تو را. مسیر و مقصد را پیش از راه ذخیره کن، نشانهٔ دوراهیهای خاکی را از میزبان بپرس و ساعت برگشتت را به او بگو.
اگر چاره داری، شب روی آسفالت کویر هم نران؛ شترِ رها در جادههای بیابانی، در طبس و جاسک، تصادف مرگبار ساخته است. پیاده هم بعد از تاریکی بیراهنما توی تپهها نرو. راه تهران تا مصر هشتونیم تا نهونیم ساعت است؛ توقفهایش را با سفر جادهای و توقفهای بین راه از قبل بچین.
سوالات متداول
بعد از باران میشود با ماشین به کویر رفت؟
روز بارانی در کویر رانندگی نکن و از آبراههٔ پرآب رد نشو. پوستهٔ نازک نمک و رس سفت به نظر میآید و ممکن است زیر ماشین بشکند؛ هفت تا نه کیلومتر آخرِ راه حاجعلیقلی دامغان، مثلاً، بعد از باران باتلاقی میشود.
شبهای کویر در پاییز و زمستان چقدر سرد است؟
از نیمهٔ دی تا نیمهٔ بهمن شبهای مرنجاب و ابوزیدآباد دور و بر صفر است و روی تپههای ورزنه بهطور میانگین حدود منفی ۴، ولی شهداد حدود ۸ درجه میماند. آذر و دی آرامترین ماههاست؛ مهر هنوز ظهرهای داغ دارد و بهار بادی و پرگردوخاک است.
مرنجاب و ابوزیدآباد کِی بستهاند؟
مرنجاب چند بار در فاطمیه و شبهای قدر بسته شده و یک بار، دی ۱۴۰۳، برای رزمایش؛ ورودی ابوزیدآباد هم روزهای عزاداری میبندد. خبرش معمولاً چند روز قبل میآید؛ برای حوالی ۲۱ و ۲۲ آبان و ۶ تا ۱۰ اسفند، شرط برگشت پول را پیش از رزرو بپرس.
عکس: Ninara، ویکیمدیا کامانز، مجوز CC BY 2.0