جنگل ابر شاهرود روی یالِ مرز سمنان و گلستان است. از مرکز شاهرود تا روستای ابر، دروازهٔ جنگل، ۴۱ کیلومتر آسفالت است و بعد ۸ تا ۱۰ کیلومتر خاکیِ سنگلاخی تا بالای یال؛ روی هم یک ساعت و ربع تا یک ساعت و نیم. دریای ابر هر روز نیست: معمولاً چند ساعت مانده به غروب از سمت گلستان بالا میآید و تا حوالی نیمهشب میماند، آن هم روزهایی که آن طرف کوه ابری است و شاهرود آفتابی.
چند ساعت تا جنگل ابر شاهرود رانندگی داری؟
از خودِ شاهرود کمتر از یک ساعت: ۴۱ کیلومتر تا روستای ابر، حدود ۴۵ دقیقه. جنگل در استان سمنان است، بخش بسطامِ شهرستان شاهرود. جادهٔ جنگلی از روستای ابر شروع میشود، از روی یال میگذرد و آن طرف تا شیرینآباد در علیآباد کتولِ گلستان پایین میرود. از جاهای دیگر تا خودِ روستای ابر، با جادهٔ خلوت و بدون توقف:
- از بسطام: ۳۳ کیلومتر، نیم ساعت.
- از گرگان: حدود ۱۷۵ کیلومتر از راه آزادشهر، دو ساعت و نیم تا سه ساعت.
- از سمنان: حدود ۲۲۰ کیلومتر، سه ساعت.
- از تهران: حدود ۴۴۵ کیلومتر، نزدیک شش ساعت.
- از مشهد: حدود ۵۳۵ کیلومتر، هفت ساعت.
از تهران رفتوبرگشتِ یکروزه نکن. دوازده ساعت پشت فرمان برای یک عصر که شاید اصلاً ابر نیاید زیادی است. به این عددها خاکیِ بعد از روستا را هم اضافه کن، که کُند طی میشود.
دریای ابر از عصر تا نیمهشب
بیشتر جاهایی که اسمشان با دریای ابر گره خورده، آدم را ساعت پنج صبح از کیسهخواب بیرون میکشند. جنگل ابر برعکس است: ابر معمولاً عصر، وقتی هوا خنک میشود، از درههای سمت گلستان بالا میآید و تا نیمهشب لای درختها میماند. غروبِ اوایل مهر حدود یک ربع به شش است و تا نیمهٔ مهر به پنج و نیم میرسد. صبح از شاهرود راه بیفت و ساعت سه بالای یال باش. اگر شب را پایین میخوابی، از آن ساعت تا غروب دو سه ساعت وقت داری و بعد باید خاکی را تا هوا روشن است پایین بیایی.
دلیلش شکل زمین است. هوای مرطوب دشت گرگان از دامنهٔ شمالی بالا میآید و البرز اینجا باریک است، پس ابر از لای درهها به این طرف سرریز میکند. مسیر از روستای ابر در حدود ۱۶۹۰ متر تا حدود ۲۱۰۰ متر بالا میرود و بعد در فقط هشت کیلومتر ۱۲۰۰ متر پایین میافتد. همین افت تند، ابر را زیر پای کسی میگذارد که لبهٔ یال ایستاده.
پس خودت را به بلندترین بخش مسیر برسان، جایی بین ۷ تا ۱۲ کیلومتری روستا با ارتفاع ۲۰۵۰ تا ۲۱۳۵ متر. پایینتر از آن، ابر فقط مهی است که دور تنهها میپیچد و زیر پایت نمینشیند. اینکه با ماشین تا کجای این راه میرسی، پایینتر حسابش را کردهام.
طلوعِ روی ابر حساب جدایی دارد و فقط سهم کسی است که شب را همان بالا کمپ کرده یا نزدیکش خوابیده. رانندگی در خاکیِ تاریک و مهگرفته را من توصیه نمیکنم. یک جایزهٔ کمیاب هم هست: اگر خورشیدِ پایین پشت سرت باشد و ابر جلو و پایینت، سایهٔ خودت را با هالهای رنگی روی ابر میبینی. به این «شبح بروکن» میگویند و مرداد ۱۴۰۵ ویدیویی از همینجا حسابی دستبهدست شد.
از شب قبل چطور بفهمیم فردا ابر میآید؟
شب قبل، پیشبینی فردای شیرینآباد یا علیآباد کتول را کنار پیشبینی شاهرود بگذار. آن طرف ابری یا بارانی و شاهرود آفتابی، یعنی بهترین شانس. بعضیها بهجای علیآباد، گرگان را نگاه میکنند.
رک بگویم: این قاعده شانس را بالا میبرد، تضمینش نمیکند، پس برای روزِ بیابر هم برنامه داشته باش. دستکم سه نفر که تجربهشان را نوشتهاند در خرداد و مهر و حتی آذر رفتهاند و دست خالی برگشتهاند.
مهر و آبان بالای یال، با عدد
فصل اصلی از اواخر فروردین تا نیمهٔ مهر است. اوایل مهر هنوز خوب است، آبان فقط برای کسی که برای سرما آماده آمده، و آذر به بعد را بیخیال شو. عددها میانگینِ تقریبیِ ده سال اخیرند:
| ماه | بالای یال: روز / شب | روستای ابر: روز / شب | چه انتظاری داشته باش |
|---|---|---|---|
| مهر | ۱۵ / ۵ درجه | ۱۹ / ۹ درجه | حدود ۷ روز بارانی، یکی دو شب یخبندان |
| آبان | ۱۰ / ۰ درجه | ۱۳ / ۴ درجه | حدود ۸ روز بارانی، نیمی از شبها یخبندان، یکی دو روز برف |
| آذر | ۳ / منفی ۶ درجه | — | یخبندانِ تقریباً هر شب، حدود ۷ روز برف |
دی و بهمن سردترند و شبهای بالای یال به منفی ۸ و ۹ میرسد. بعد از هر باران، خاکیِ بالای روستا گِل میشود، که در آبان یعنی تقریباً هر هفته. از سمت گرگان و آزادشهر هم جادهٔ ۸۳ از گردنهٔ خوشییلاق میگذرد که ماههای سرد برفگیر و گاهی بسته است. روز حرکت با ۱۴۱ تماس بگیر.
رنگِ برگها را هم خیلیها میپرسند. یال جنگل ابر بالای ۲۰۰۰ متر است و جنگلِ مرتفع معمولاً زودتر از جنگلهای پاییندستِ گرگان رنگ میگیرد. تقویمش را کنار بقیهٔ جنگلها در راهنمای جنگلهای پاییزی ایران نوشتهام.
پژو و پراید تا کجای خاکی بالا میروند؟
تا روستای ابر، هر ماشینی. بعد از دروازهٔ روستا جاده خاکی و سنگی میشود و ده پانزده کیلومتری همینطور میماند. سواریها گاهی حدود سه کیلومتر بعد از دروازه جا ماندهاند و شاسیبلندها بالاتر رفتهاند. گاهی هم ۴۰۵ و پراید بیدردسر رفتهاند. فرق را بیشتر هوا میسازد: خاکِ خشکِ شهریور و گِلِ بعد از بارانِ مهر دو جادهٔ متفاوتاند.
حالا حسابش را بکن. لبهٔ یال، همانجا که ابر زیر پایت مینشیند، ۷ تا ۱۲ کیلومتری روستاست و حدود ۴۰۰ متر بالاتر از آن. اگر ماشین سه کیلومتر بعد از دروازه بماند، ۴ تا ۹ کیلومتر سربالایی تا آنجا مانده، یعنی رفتوبرگشت ۸ تا ۱۸ کیلومتر پیاده. ابر هم عصر میرسد، همان ساعتی که باید کمکم سراغ ماشین برگردی.
حکم من برای کسی که یکروزه و با سواری آمده: در هوای خشک تا جایی برو که کف ماشین به سنگ نمیخورد و همان کنار مسیر پارک کن. اگر آنجا هنوز خیلی زیر یال بودی، برای تکهٔ بالا شاسیبلند محلی با راننده بگیر. پیاده رفتنِ آن چند کیلومتر سربالایی به درد کسی میخورد که شب همان بالا چادر میزند. برای بقیه، معنیاش برگشتن در غروب و مه است، یا قناعت به مهِ لای درختها بهجای دریای زیر پا. سرازیریِ برگشت را هم دنده سنگین بیا، چون ترمز اینجا حسابی کار میکشد.
قیمت شاسیبلند را موقع رزرو از میزبان بپرس. ولی کسی حق ندارد وادارت کند: تیر ۱۴۰۴ فعالان محیط زیست گزارش دادند چند آفرودسوار محلی مسیر «دالان بهشت»، راه اصلی به عمق جنگل، را قرق کردهاند و مسافر را به کرایهٔ ماشین خودشان میکشانند. بستن جادهٔ جنگلی هیچ پایهٔ قانونی ندارد.
از تیر ۱۴۰۵ هم رانندگی بیرون از مسیرهای مجاز ممنوع شده و محیط زیست و منابع طبیعی سمنان مسیرهای فرعیِ ساخت ماشینها را میبندند. ردِ همان مسیرها هنوز روی علفزارها پیداست.
کمپ کنار چشمهٔ ترش و قطری
کمپ اینجا رایج است، بیشتر در علفزارهای بالا و کنار چشمهها. چشمهٔ ترش و قطری دو اسمیاند که زیاد میشنوی. شلوغترین وقتش تعطیلات است، بهخصوص تابستان که مدرسهها بستهاند، و جای خوب زود پر میشود. من اگر دستم باز باشد وسط هفته میروم. اگر فقط آخر هفته را داری و چادر میزنی، صبح برس.
سرما را جدی بگیر: بالای یال حتی تیر و مرداد شبها حدود ۱۲ درجه است. امکانات هم تقریباً صفر است: یک بوفهٔ کوچک و یک دستشویی نزدیک ورودی که با تاریک شدن هوا بسته میشود و صبح باز. آب و غذا و چراغقوه را خودت بیاور و زبالهات را برگردان. همان گزارش تیر ۱۴۰۴ از زباله و چرای دام هم گلایه کرده بود.
میماند آتش. پنجم آذر ۱۴۰۴ حدود ده هکتار از جنگل ابر سوخت و مسئولان گفتند به احتمال ۹۵ درصد کار آدم بوده، آن هم عمدی. توصیهٔ قدیمیِ «شب آتش روشن نگه دار تا حیوانها نزدیک نشوند» را کنار بگذار. من با اجاق گازی آشپزی میکنم و چراغقوه را دم دست میگذارم. خرس قهوهای و گراز واقعاً اینجا هستند و مهِ شب مسیرهای بیعلامت را گموگور میکند، پس قبل از تاریکی کنار چادر یا ماشین باش.
آلوچال، اولنگ و بسطام برای روز دوم
آبشار آلوچال، حدود ۲۵ متر، یک تا یک ساعت و نیم پیادهروی دارد، فقط رفتنش. برگشت سختتر است و بدن آماده میخواهد. من یک فلاسک چای برای پای آبشار نگه میدارم، درست قبل از سربالاییِ برگشت. آبشار شرشر اما فقط کار کوهنوردهای باتجربه است.
اگر روی جادهٔ ۸۳ بهجای پیچیدن به سمت ابر مستقیم به طرف گردنهٔ خوشییلاق بروی، حدود ۲۰ تا ۲۵ کیلومتر بعد به اولنگ میرسی، ییلاقی که دریای ابر خودش را دارد و دربارهاش جدا نوشتهایم: اولنگ شاهرود و دریای ابرش. ابرِ این طرف عصرها میآید، پس عصرِ روز اول را برای لبهٔ یال نگه دار و صبح روز دوم را برای اولنگ.
سر راه، بسطام را جا نینداز: مجموعهٔ بایزید بسطامی حدود ده کیلومتری شاهرود است و برج کاشانهاش کتیبهای به تاریخ ۷۰۰ هجری قمری دارد. آرامگاه شیخ ابوالحسن خرقانی هم در قلعهنوی خرقان، نزدیک همین راه است. فقط با سواری از قلعهنو به ابر میانبر نزن، چون تکههایی از آن راه خاکیِ خراب است. و اگر مهر است، از شاهرود انگور بخر؛ بیش از پنجاه رقم دارد.
شب را روستای ابر بخوابیم یا شاهرود؟
داخل جنگل اقامتگاهی نیست. نزدیکترین تختها در روستای ابر است که یک خوشه بومگردی دارد. بسطام نیم ساعت پایینتر است و شاهرود هتل دارد.
انتخاب من روستای ابر است، به یک دلیل: ابر عصر میرسد و تا نیمهشب میماند. اگر در شاهرود یا بسطام بخوابی، باید غروب، درست وسط ابر، از یال راه بیفتی پایین، چون تا شاهرود یک ساعت و ربع تا یک ساعت و نیم راه است. اوایل مهر ۱۴۰۵ بیشتر اتاقهای روستای ابر شبی ۱٫۲ تا ۱٫۸ میلیون تومان بودند. آخر هفته و تعطیلات را جدا چک کن.
«نزدیک جنگل» روی آگهی اقامتگاهها عدد ثابتی نیست. از مهمانهای یک خانه در خرقان، یکی راه تا ورودی جنگل را ده دقیقه تا یک ربع نوشته و یکی چهل دقیقه. پس قبل از رزرو بپرس تا دروازه چند کیلومتر است و چقدرش خاکی. اولی که اردیبهشت آنجا بوده، از بوی یاس و سنجد در کوچههای روستا هم نوشته.
کارتهای زیر مالِ پایگاهِ شاهرودند و روی هیچکدام اسم روستای ابر نیست: هر پنجتا «شاهرود» خوردهاند. خانهٔ خرقان هم بینشان است، با برچسب «شاهرود»، و یکی دیگر، به نوشتهٔ مهمانش، در روستایی کویری کنار ریل قطار است: سمت کویر، نه کوه.
اقامتگاههای نزدیک جنگل ابر
بریمابر را فقط شب قبل میشود حدس زد، ولی اتاقِ روز تعطیل تا شب قبل نمیماند. جای خواب را زودتر ببند و دو شب بمان که دو بار شانس داشته باشی. به دستیار اقامت بریم بگو چه شبهایی و چند نفرید تا گزینههای نزدیک جنگل ابر را پیدا کند.
سوالات متداول
جنگل ابر مازندران یا فیلبند همان جنگل ابر شاهرود است؟
نه. «جنگل ابر» بهعنوان اسم خاص همین جنگل شاهرود است. به جاهای دیگری در شمال هم که دریای ابر دارند، مثل فیلبند، دیلمان، اوپرت و ماسال، جنگل ابر میگویند، ولی آنها مقصدهای جدایی در مازندران و گیلاناند.
ورودی جنگل ابر پولی است؟
بله، دهیاری روستای ابر دمِ دروازه از هر ماشین مبلغ کمی میگیرد. رقمش سالبهسال عوض شده؛ نزدیک سفر، تازهترین نظرهای «جنگل ابر» را در بلد یا نشان ببین.
بدون ماشین شخصی میشود به جنگل ابر رفت؟
تا شاهرود قطار و اتوبوس هست. از میدان امام شاهرود تاکسی و مینیبوس به سمت روستای ابر میرود، تقریباً از ۸ صبح تا ۶ عصر. از روستا به بعد یا پیادهای یا شاسیبلند محلی کرایه میکنی.
جنگل ابر شاهرود چه حیواناتی دارد؟
خرس قهوهای، گرگ، پلنگ، گراز، شغال، روباه، خرگوش و کلوبز؛ از پرندهها هم کبک، کبوتر جنگلی، عقاب و چند پرندهٔ شکاری دیگر.
جنگل ابر چرا ثبت جهانی شده است؟
جنگل ابر بخشی از «جنگلهای هیرکانی» است که تیر ۱۳۹۸ در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد؛ دومین اثر طبیعی ایران بعد از لوت. این جنگلها بازماندهٔ دوران سوم زمینشناسیاند، نه «ژوراسیک» که بعضی سایتها تکرار میکنند.
عکس: پوریا افخمی (Pixoos)، ویکیمدیا کامانز، مجوز CC BY-SA 4.0