برداشت زعفران در خراسان بیشتر مال آبان است: روستاهای سردسیرِ تربت حیدریه از نیمهٔ مهر گل میدهند و قائنات تا اوایل آذر هنوز میچیند. ولی گل را پیش از طلوع آفتاب میچینند و هر مزرعه فقط ساعتهای اول صبح بنفش است؛ اگر هشت صبح از مشهد راه بیفتی، به ردیفهای چیدهشده میرسی. دیدنش یعنی شب قبل در روستایی نزدیک مزرعه خوابیدن، و میزبان یا کشاورزی که راهت بدهد سر زمینش.
برداشت زعفران از کی شروع میشود و تا کی ادامه دارد؟
اطراف تربت حیدریه از نیمهٔ مهر تا اواخر آبان، و در قائنات و بیرجند از اوایل آبان تا اوایل آذر. در تربت، برداشت کمربند به کمربند جلو میرود: اول رخِ سردسیر، بعد بخش مرکزی و زاوه، و آخر از همه محولات که گرمتر است.
روز شروعِ هر سال را آب تعیین میکند. گل حدود دو تا سه هفته بعد از «آب اول» پاییز از خاک بیرون میزند و مناطق سرد این آب را زودتر میدهند، از اواخر شهریور. پس دنبال تاریخ نگرد؛ از میزبانت بپرس کشاورزهای آن حوالی آب اول را کی دادند و دو سه هفته رویش بگذار. امسال تا اوایل مهر هنوز خبری از شروع نبود؛ گزارش روزانهٔ «قیمت گل زعفران در بازار تربتحیدریه» هم که در شهرآرانیوز راه افتاد، یعنی چیدن شروع شده.
فصل همیشه سر وقت نمیآید و همیشه هم پربار نیست. ۱۴۰۳ برداشت خراسان رضوی دو هفته دیرتر از معمول شروع شد، و ۱۴۰۴ خشکسالی محصول بعضی کشاورزهای خراسان جنوبی را ۶۰ درصد و بیشتر کم کرد؛ سال کمگل، ردیفها هم کمپشتترند. وسط آبان مطمئنترین انتخاب است، چون هم تربت هنوز میچیند و هم قائنات راه افتاده. اگر آبان به مرخصیات نمیخورد، در تقویم سفر ایران ببین بقیهٔ ماهها چه چیزی فصلش است.
از مشهد میشود یکروزه رفت؟
میشود، ولی یعنی حدود سه و نیم صبح راه افتادن. مشهد تا تربت حیدریه حدود ۱۶۰ کیلومتر و دو ساعت است و باید پیش از طلوع سر زمین باشی، آن هم در تاریکی و از گردنههای رباط سفید. آبان این راه معمولاً باز است، ولی اگر سرما پیشبینی کردهاند، قبلش از ۱۴۱ بپرس.
ما با بچهها این کار را نمیکنیم. بچهای که ساعت سه بیدارش کرده باشی، سر مزرعه فقط بغل میخواهد.
بقیهٔ کمربند زعفران دورتر است: زاوه حدود دو ساعت و ربع از مشهد، گناباد سه و نیم تا چهار ساعت، قائن چهار و نیم تا پنج و بیرجند پنج و نیم تا شش. اگر زعفران را به سفر مشهد چسباندهای، دستکم یک شبش را برای جنوب کنار بگذار.
نزدیک مزرعه کجا بخوابیم؟
جای خوابِ درست جایی است که تا زمین ده بیست دقیقه راه باشد، و اینکه کجا، بسته به هفتهای است که میرسی. اواخر مهر و نیمهٔ اول آبان، که اول روستاهای سردسیرِ رخ و بعد بخش مرکزی و زاوه میچینند، پایگاه دور و بر تربت حیدریه است. چند بومگردی در روستاهایی مثل صنوبر، حدود ۱۷ کیلومتری شهر، و حصار و سرخآباد هست، شبی حدود ۷۰۰ هزار تا ۱.۸ میلیون تومان برای یک اتاق؛ توی خود شهر هم مهمانپذیرِ سادهای هست با اتاق دوتخته حدود ۱.۵ میلیون. ولی کماند، روی هم کمتر از پانزده جای قابل رزرو، و هتل درجهیک هم در کار نیست. بومگردیِ رودمعجن را به حساب «نزدیک تربت» نگذار؛ ۴۸ کیلومتر دور و در کوه است، نه وسط زمینهای زعفران.
کاشمر، ۷۸ کیلومتر و حدود یک ساعت و ربع آنطرفِ تربت، جای شبی است که در روستاهای تربت اتاق پیدا نکردی و حدود چهار و نیم صبح از آنجا راه میافتی؛ بیرجند هم برای پای آخرِ فصل اتاقهای شهری دارد که از بومگردیهای روستا گرانترند.
اقامتگاههای خراسان
بریمنیمهٔ آبان، اگر دو سه شب داری، بین تربت و گناباد تقسیمشان کن. عصر روز اول سری به بازار گل تربت بزن، اگر باز شده باشد؛ ۱۴۰۳ حدود ۵ آبان باز شد. شب را در روستاهای اطرافش بمان و صبح زود برو مزرعهٔ تربت یا زاوه، ۲۹ کیلومتر آنطرفتر. بعد یک ساعت و نیم تا گناباد برو و شب را در یکی از حدود ۱۸ بومگردیِ روستاهای قدیمیاش بمان، ۶ تا ۲۶ کیلومتری شهر، مثل ریاب و بیدخت و قصبه و سنو؛ بیشترشان شبی ۵۰۰ هزار تا ۱.۱ میلیون تومان برای یک اتاقاند. گناباد ارزانتر و کمی گرمتر است؛ از نیمهٔ آبان سحرهایش میانگین حدود ۵ درجه است و تربت حدود ۲. صبح روز بعد مزرعهٔ گناباد را ببین و یا سه و نیم تا چهار ساعت به مشهد برگرد، یا یک ساعت و نیم تا قائن برو.
آخر آبان و اوایل آذر، وقتی تربت به محولاتِ گرمش رسیده و دارد تمام میکند، قائنات هنوز میچیند و جای خوابِ نزدیک مزرعه خود قائن است. چند بومگردی در شهر و روستاهایی مثل کلاتهخان و خوره و بیهود دارد، شبی حدود ۸۰۰ هزار تا ۱.۴ میلیون تومان. بیرجند ۱۰۹ کیلومتر، یک ساعت و نیم، با قائن فاصله دارد؛ اگر آنجا بخوابی، برای اینکه پیش از آفتاب سر زمینی در قائنات باشی باید حدود چهار و ربع راه بیفتی. پس بیرجند را شب شهریِ قبل یا بعد از قائن بگذار. فصل زرشک خراسان جنوبی هم تا آخر آبان است. هفتهٔ پرگلِ قائنات را که از میزبان پرسیدی، اتاق بیرجند را برای همان هفته با بریم رزرو کن.
شب پنجشنبه و جمعه در روستاهای تربت را دو سه هفته زودتر بگیر. اتاق کم است و آبان ۱۴۰۵ تعطیلی وسط هفته ندارد؛ تنها تعطیلش، ۲۲ آبان، جمعه است و فشار روی همین دو شب است. به میزبان که زنگ زدی، بپرس خودش زعفران دارد یا کشاورزی را میشناسد که صبح زود مهمان را سر زمینش ببرد، میشود پای «پر کردن» خانواده نشست یا نه، صبحانه را برای بعد از مزرعه نگه میدارد یا نه، و اتاق گرمایش درست و پتوی اضافه دارد یا نه؛ ساعت هشت، خاکی و سرمازده برمیگردی.
گل زعفران را چطور میچینند؟
چینندهها روی ردیفها خم میشوند و گل را کامل، از ساقه، با دست میکنند و در سبد میریزند؛ همان زمین فردا صبح دوباره چیده میشود. عجلهشان برای آفتاب است: غنچهٔ بسته زود کنده میشود، ولی آفتاب و باد که بازش کنند، هم کار کند میشود و هم عطر و رنگ میپرد. توی جویها راه برو نه روی ردیفها، فقط جایی بچین که کشاورز نشانت میدهد، و قبل از عکس گرفتن از چینندهها، بهخصوص زنها، اجازه بگیر. اگر گذاشتند کمک کنی، پیشنهاد بده چیزی از خودشان بخری.
صبحهای آخر آبان نزدیک صفر است و دست توی خاکِ سرد زود کرخت میشود. بچهها را با دستکش و کلاه ببر و یک فلاسک چای توی ماشین بگذار.
بخش گرمِ کار در خانه است. رشتههای قرمز را همان روز، در اتاقی تمیز، از گل جدا میکنند؛ خراسانیها به این میگویند «پر کردن» و به دورهمیاش «گلپرکنی». بچههای ما این قسمت را بیشتر از چیدن دوست داشتند. رشتهها بعد در سایه یا با دستگاه خشک میشوند، و درجههایی که موقع خرید میشنوی از همین جدا کردن میآید: نگین و سرگل فقط سرِ قرمز کلالهاند، پوشال یک تا سه میلیمتر از سفیدیِ ته رشته را هم دارد، و دسته یا «دخترپیچ» کل رشته است با ته سفیدش. حدود ۷۰ تا ۸۰ کیلو گل تازه یک کیلو زعفران خشک میدهد.
کشاورز آشنا نداری؟
بدون آشنا، زمین را احتمالاً فقط از کنار جاده میبینی. مزرعهها مال خانوادههاست و تور همیشگیای هم نیست که خودت را بهش برسانی؛ تورها گاهبهگاه بودهاند، مثل تور آشناییای که زاوه آبان ۱۴۰۴ گذاشت. سراغ میزبانت، میراث فرهنگی تربت یا زاوه و آژانسهای مشهد برو.
اگر هیچکدام جور نشد، بازار فصلی گل تربت میماند، که مسئولانش پارسال تنها بازار بزرگ گل زعفران ایران خواندندش. نشانیاش را همانجا از اهالی بپرس. گل را به «مَن» میفروشند، هر من سه کیلو، که حدود ۴۰ گرم زعفران خشک میدهد. قیمتش تند عوض میشود: پارسال یک من ۸ آبان ۳.۹ میلیون تومان بود و ۱۸ آبان حدود ۶ میلیون، و زعفران خشک از آن موقع دو برابر شده؛ امسال بالاتر حساب کن و قیمت همان روز را ببین. سه کیلو گل کم نیست، ولی یک عصرِ پر کردن با بچهها در اقامتگاه، جای صبحِ مزرعهای را که از دستت رفت تا حدی پر میکند.
۵ آبان و جشنهای روستایی زعفران
۵ آبان روز ملی زعفران است و امسال به سهشنبه میافتد. روستای سنو، ۲۶ کیلومتری گناباد، یکشنبه ۴ آبان پارسال چهارمین جشنوارهٔ ملی زعفرانش را داشت و خودش بومگردی هم دارد؛ تاریخ امسالش را از میزبانت در گناباد بپرس. مهوید، روستای گردشگری فردوس در خراسان جنوبی، هم آبان پارسال یک عصر جمعه جشن شکرانهٔ برداشت گرفت. «جشنوارهٔ زعفرانِ» تربت را با اینها قاطی نکن: مسابقهٔ عکس و شعر و فیلم است و جایزههایش اسفند داده میشود.
سوالات متداول
برداشت زعفران چند بار در سال است؟
یک بار، در پاییز. ولی در همان دو سه هفتهای که هر مزرعه گل میدهد، هر روز صبح از نو چیده میشود.
مشهد خودش مزرعهٔ زعفران دارد؟
مزرعهٔ بزرگی در خود مشهد نیست. نزدیکترین زمینهای بزرگ اطراف تربت حیدریه و زاوهاند، حدود دو ساعت جنوبتر.
بدون ماشین، با قطار میشود رفت؟
قطار مشهد به تربت حیدریه هست، ولی زمینها بیرون شهرند و صبح زود برای رسیدن به آنها ماشین لازم داری، مگر میزبان یا کشاورز دنبالت بیاید.
بیرون از خراسان هم برداشت زعفران هست؟
هست. یک روستای کرمانشاه آبان ۱۴۰۴ حدود ۶۲ هکتار زعفران داشت و روزی بیش از ۸۰۰ چیننده، و روستای علوی کاشان سومین جشنوارهٔ ملی زعفرانش را برای آبان ۱۴۰۵ اعلام کرده. آنجا هم پیش از طلوع میچینند.
زعفران را از کجا بخریم که تقلبی نباشد؟
از همان کشاورزی که چیدنش را دیدی، یا بستهٔ پلمب و برچسبدار؛ بازارچههای پراکندهٔ اطراف تربت نظارت ندارند. زعفران اصل آب را آرام زرد میکند و رشته قرمز میماند، و لای کاغذ که فشارش بدهی لکهٔ چرب نمیگذارد. قیمتِ خیلی پایین هم زنگ خطر است: نگین از آبان ۱۴۰۴ تا اوایل مهر ۱۴۰۵ بیش از دو برابر شد، از حدود ۱۳۰ به حدود ۲۷۵ میلیون تومان برای هر کیلو در عمدهفروشی.
عکس: Safa Daneshvar، ویکیمدیا کامانز، مجوز CC BY-SA 4.0