شمال ایران

دریاچهٔ عباس‌آباد بهشهر در آبان آب دارد؟

دریاچهٔ کم‌آب عباس‌آباد بهشهر در پاییز؛ بنای آجری چهارطاقی وسط آب، دیوار سنگی پشت آن، قایق‌های پدالی کنار ساحل و درختان زرد و نارنجی دور دریاچه

عکس‌های معروف باغ عباس‌آباد بهشهر، با دریاچهٔ لبالب و بنای آجریِ وسط آب، بیشترشان مال بهارند؛ تابستان آب دریاچه خرج شالیزارهای پایین‌دست می‌شود و شهریور و مهر ممکن است آن را کم‌آب یا حتی خشک ببینی. رنگ جنگلِ دورش هم معمولاً از اواخر آبان تا اوایل آذر به اوج می‌رسد. من سفر پاییزی به بهشهر را برای همین به دو هفتهٔ آخر آبان می‌اندازم و هر دو شب را پایین، در خودِ شهر، می‌مانم.

آخرین شهر بزرگ مازندران، سر جادهٔ گرگان

بهشهر شرقی‌ترین شهر بزرگ مازندران است. از ساری که رو به گرگان بیرون بزنی، بعد از نکا به آن می‌رسی، حدود ۵۱ کیلومتر و ۴۵ دقیقه. از تهران یک ساعتی دورتر از ساحل‌های مرکز استان است، و همین آن را از سر راه بیشتر مسافرهای تهران بیرون گذاشته.

از تهران دو راه داری. هراز، از آمل و بابل و ساری، حدود ۳۰۵ کیلومتر است؛ فیروزکوه، از پل‌سفید و شیرگاه و قائمشهر، حدود ۳۳۰. من برای هراز پنج ساعت کنار می‌گذارم، بی‌توقفِ ناهار؛ به ساری که رسیدی، هنوز آن سه‌ربعِ آخر مانده. با هواپیما، فرودگاه دشت‌ناز ساری حدود ۴۰ کیلومتر با شهر فاصله دارد. از سمت ساری هم موزهٔ گوهرتپه، نزدیک رستمکلا، درست سر راهت است.

اگر بهشهر فقط یک تکه از سفرت است و بقیه‌اش غرب‌تر، برای ساری و آن‌طرف‌ها سفر به مازندران، از ساحل تا جنگل را ببین.

دریاچهٔ عباس‌آباد در مهر و آبان آب دارد؟

کم، و بعضی سال‌ها هیچ. آب دریاچه از روان‌آب‌های زمستان جمع می‌شود و تابستان برای شالیزارها و روستاهای پایین‌دست برداشته می‌شود. شهریور ۱۳۹۶ خبر خشک شدنش آمد، شهریور ۱۴۰۱ عکس کفِ کاملاً خشکش دست‌به‌دست شد، و ۱ آذر همان سال هنوز کم‌آب و پر از نی بود. هفتهٔ قبل از رفتن، تازه‌ترین عکس‌هایی را که لوکیشن عباس‌آباد خورده‌اند نگاه کن.

رنگ این‌جا دیر می‌رسد. دریاچه حدود ۳۸۰ متر بالاتر از سطح دریا، لای دامنهٔ جنگلی البرز است؛ ۸ آبان ۱۳۹۹ بیشترِ درخت‌های دورش هنوز سبز بودند و ۱ آذر ۱۴۰۱ یکدست زرد و نارنجی. پس آخر آبان رنگ را تقریباً داری، ولی آب را کسی تضمین نمی‌کند. دریاچهٔ پر را بهار ببین.

از شهر ۹ کیلومتر راه است، حدود ۱۲ دقیقه با ماشین. مجموعه تقریباً از صبح تا دمِ غروب باز است و بلیت دارد، احتمالاً با نرخ جدا برای غیربومی‌ها. کافه و رستوران و سرویس بهداشتی هم هست و اگر آب باشد، قایق پدالی کرایه می‌دهند. شاه عباس اول این مجموعه را حدود ۱۶۱۱ میلادی ساخت، و از نُه باغ ایرانیِ ثبت جهانی، عباس‌آباد تنها باغی است که در شمال است.

دو چیزش اذیتم می‌کند: همین ورودی، که برای مسافرِ غیربومی ارزان درنمی‌آید، و موتورسوارهایی که بی‌هیچ نظارتی توی مجموعه گاز می‌دهند. برای همین اول صبح می‌روم.

بقیهٔ روز در خودِ بهشهر

برای عباس‌آباد نصف روز کافی است و بقیه‌اش را می‌شود در خودِ شهر گذراند. غارهای هوتو و کمربند حدود ۵ کیلومتر جنوب‌غرب شهرند، نزدیک روستای تروجن؛ بلیت دارند و بعد از گیشه حدود پنج دقیقه پیاده‌روی است، و در همین غارها بقایای آدم‌هایی از حدود ده هزار سال پیش پیدا شده. چشمه‌عمارت، عمارتی صفوی و دوطبقه که چشمه از طبقهٔ همکفش می‌جوشد، وسط شهر در خیابان پاسداران است و ورودی ندارد.

کاخ صفی‌آباد، روی تپهٔ بالای شهر، دست یک نهاد نظامی است و بازدید عمومی ندارد؛ فقط از بیرون می‌بینی‌اش.

روستاهای هزارجریب و آبشار سمبی

از سه‌راه پاسند، ۸ کیلومتر شرق شهر و بعد از التپه، جاده رو به جنوب می‌پیچد و از پای کوه بالا می‌رود تا یخکش، که از شهر حدود ۴۰ کیلومتر و یک ساعت رانندگی است و حدود ۱۳۰۰ متر بالاتر از دریا. باغ‌های پای کوه کم‌کم جایشان را به جنگل می‌دهند، و من همین‌جا شیشه را پایین می‌کشم: هوا بوی برگ خیس و خاک می‌دهد و آن رطوبتِ سنگینِ شهر پایین جا مانده.

هزارجریب اسم همین کوهستان جنگلیِ جنوب بهشهر و نکاست که تا سمت سمنان و دامغان کشیده شده. غیر از یخکش، چالکده، محمدآباد، غریب‌محله، جیربند و سرخ‌گریوه هم اقامتگاه بوم‌گردی دارند. تا یخکش آسفالت است؛ برای روستاهای عمیق‌تر، قبل از رزرو از میزبان بپرس چند کیلومتر آخر خاکی است.

این بالا را با هوای شهر نسنج. مهر پربارش‌ترین ماه سالِ یخکش است، حدود ۱۲ روز بارانی، و آبان روزها حدود ۱۴ درجه است و شب‌ها ۵. از آذر شب‌ها دور و بر صفر است. رنگ این بالا زودتر می‌آید، و ۲۷ آبان ۱۴۰۳ هم دره‌های هزارجریب هنوز زرد و نارنجی بودند. کاپشن را حتی اگر پایین در شهر گرمت بود، صندوق عقب بینداز.

آبشار سمبی نزدیک یخکش است، حدود ۴۷ کیلومتر از شهر. تا روستا آسفالت است و بعد ۴ تا ۵ کیلومتر خاکی که در هوای خشک با ۲۰۶ هم رد می‌شوی. از پارکینگ حدود یک و نیم کیلومتر در جنگل پیاده می‌روی و سه چهار بار از آب کم‌عمق رد می‌شوی؛ کفشی بپوش که خیس شدنش برایت مهم نباشد. ورودی ندارد و جمعه‌ها شلوغ است. پرآب‌ترین وقتش اسفند تا خرداد است و پاییز آب کمتری دارد.

بعد از باران، همان تکهٔ خاکی گِل می‌شود و ماشین‌ها گیر می‌کنند، آن هم جایی که آنتن ضعیف است و شاید نتوانی به کسی زنگ بزنی. اگر شب قبلش باریده باشد، من سمبی را می‌گذارم برای سفر بعد.

جشنوارهٔ انار یا اوج رنگ؟

اگر فقط یک سفر داری، رنگ. هفتهٔ جشنواره دور عباس‌آباد احتمالاً هنوز سبز است، ولی انار تا آخر آبان در میوه‌فروشی‌های شهر پیدا می‌شود؛ من آخر آبان می‌روم و انارم را همان‌جا می‌خرم.

بهشهر حدود ۶۰ درصد انار مازندران را می‌دهد و چیدنش مهر و آبان است. جشنوارهٔ انار اشرف، که اسمش را از نام صفوی شهر گرفته، پارسال در دورهٔ دهمش از ۲ تا ۹ آبان در پارکینگ شرکت صنعتی بهپاک برپا بود، با حدود ۷۰ غرفهٔ محصولات انار، صنایع‌دستی و خوراک محلی. برای تاریخ امسال، اواخر مهر «جشنواره انار اشرف ۱۴۰۵» را در خبرها جست‌وجو کن.

روز عباس‌آباد، ناهار را همان نزدیکی بخور؛ رستوران جهانگردی و «هشت بهشت» دمِ مجموعه‌اند. هر جا خورش یا مرغی دیدی که با انار یا رب انار ترش شده، همان را سفارش بده.

بهشهر دریا دارد؟

خودِ شهر نه؛ بهشهر پای کوه است، نه کنار آب. نزدیک‌ترین ساحل مال روستای زاغمرز است، شمال‌غرب شهر، حدود ۳۳ کیلومتر و نیم ساعت. ساحل تفریحیِ درست‌وحسابی هم انتظار نداشته باش؛ بندر امیرآباد و نیروگاه نکا و منطقهٔ صنعتی همین طرف‌هاست.

«دریای چهار فصل» هم، که در فهرست جاهای دیدنی بهشهر زیاد می‌بینی، سرِ غربیِ خلیج گرگان است، پشت میانکاله و کیلومتر ۱۲ جادهٔ دانشگاه علم و فناوری. خلیج دارد عقب می‌نشیند؛ گزارش‌های ۱۴۰۴ می‌گویند ۳۰ تا ۴۶ درصدِ سطحش خشک شده، و این گوشهٔ غربی احتمالاً دیگر آبی ندارد. راهت را به‌خاطرش کج نکن.

میانکاله را بی‌مجوز می‌شود رفت؟

تا لبِ حصار، آره؛ داخلش، نه. میانکاله، شبه‌جزیره و پناهگاه حیات وحشِ شمال بهشهر، اولین سایت رامسر ایران و ذخیره‌گاه زیست‌کرهٔ یونسکوست و ورود به داخلش مجوز کتبی محیط زیست می‌خواهد. بی‌مجوز فقط از بیرون حصار و از حاشیه تالاب را می‌بینی.

مجوز را ادارهٔ محیط زیست بهشهر فقط روزهای کاری می‌دهد، ولی لازم نیست خودت آن‌جا باشی: درخواست را یا حضوری می‌دهی یا با نامه‌ای که برای رئیس اداره فکس می‌کنی، با اسم و کد ملی همه، تعداد نفرات، روز و ساعت ورود و مشخصات ماشین. قبلش زنگ بزن؛ هم بپرس فکس هنوز قبول است، هم این‌که روز سفرت منطقه باز است یا نه. روز طبیعت ۱۴۰۳ ورود گردشگر را کلاً ممنوع کردند.

ورودی اصلی از جادهٔ نکا به زاغمرز است، حدود نیم ساعت از بهشهر و رو به همان سمتی که به تهران برمی‌گردی. من در سفر دوشبه میانکاله را برای صبح روز برگشت می‌گذارم، پس مجوز باید قبل از راه افتادن از تهران جور شده باشد؛ برای سفر پنجشنبه و جمعه یعنی تا چهارشنبه. تا ورودی آسفالت است، ولی راه‌های داخلی بعد از باران گل می‌شوند و ماشین بلند می‌خواهند. برای پرنده‌ها آبان تا بهمن برو، وقتی مهاجرهای زمستانی مثل فلامینگو و پلیکان و قو و عقاب دریایی رسیده‌اند؛ تابستانش پشه دارد.

با تصویر سال‌های قبل هم نرو. تابستان امسال فقط تا ۱۲ مرداد، در ۱۰ آتش‌سوزی، حدود ۸۰۰ هکتار سوخت، از جمله انبوه‌ترین انارستان‌های وحشیِ بخش غربی. خلیج پشتش کوچک شده، نیروگاه و منطقهٔ صنعتی کنارش‌اند و شمار پرنده‌ها این سال‌ها کم شده.

شب‌ها بین عباس‌آباد و میانکاله

هر دو شب را در خودِ بهشهر یا جاهای نزدیکش، مثل التپه و آسیابسر و خلیل‌شهر، بمان. عباس‌آباد ۱۲ دقیقه جنوب شهر است، سرِ جادهٔ هزارجریب ۸ کیلومتر شرقش، و ورودی میانکاله نیم ساعت از شهر، سمت نکا؛ از یک جای خواب به هر سه می‌رسی و لازم نیست هر صبح چمدان ببندی.

هتل در خودِ شهر کم است و ساده؛ امتیاز مهمان‌ها به هتل‌های بهشهر در یک سایت رزرو حدود ۵.۶ تا ۵.۸ از ۱۰ است. جای بهتر را بیشتر در ویلاها و بوم‌گردی‌ها پیدا می‌کنی. اوایل مهر امسال در یک سایت اجاره، اتاق یا سوئیتِ بوم‌گردی‌های بهشهر و هزارجریب بیشترشان شبی ۱.۵ تا ۲.۸ میلیون تومان بود و خانه و ویلای دربست ۶ تا ۷.۸ میلیون.

گلوگاه، شهر بعدیِ جادهٔ گرگان، فقط وقتی می‌ارزد که بعد از بهشهر رو به گرگان و گلستان می‌روی. جادهٔ هزارجریب هم از همان طرفِ شهر جدا می‌شود، ولی میانکاله درست آن سرِ بهشهر است و صبح روز برگشت، از گلوگاه اول باید از خودِ بهشهر بگذری.

شبی بالای هزارجریب فقط به کار کسی می‌آید که بخواهد صبح زود و خلوت پای سمبی باشد و شبِ حدود ۵ درجه را هم به جان بخرد.

از اقامتگاه‌های زیر، سوئیتِ روستای ریحان‌آبادِ بهشهر از همه طرف ویو دارد و پله‌اش زیاد است؛ مهمان‌هایش نوشته‌اند میزبان خودش راه میانکاله و عباس‌آباد را نشانشان داده.

اقامتگاه‌های بهشهر

بریم

بقیهٔ گزینه‌های شهر و اطرافش را در اقامتگاه‌های بهشهر ببین، و وقتی هفته‌ات را انتخاب کردی، به دستیار اقامت بریم بگو کدام دو شب را کجا می‌خواهی.

سوالات متداول

هوای بهشهر در پاییز چند درجه است؟

معتدل و مرطوب. به‌طور میانگین مهر روزها حدود ۲۴ درجه است و شب‌ها ۱۷، آبان ۱۹ و ۱۲، و آذر ۱۵ و ۷؛ هرکدام از این ماه‌ها حدود ۸ روز بارانی دارد. یخکش در هزارجریب شب‌ها حدود هفت درجه سردتر است.

باغ عباس‌آباد بهشهر همان شهر عباس‌آباد است؟

نه. شهر عباس‌آباد در غرب مازندران است؛ اگر دنبال ساحل عباس‌آباد و راه مرزن‌آباد هستی، مقصدت همان‌جاست. باغ و دریاچه در شرق استان‌اند، ۹ کیلومتری بهشهر؛ در مسیریاب اسم بهشهر را هم کنارش بنویس.

جنگل ابر در بهشهر است؟

نه، جنگل ابر در استان سمنان و نزدیک شاهرود است. جنگل پاییزیِ دمِ دستِ بهشهر همان هزارجریب است و دامنه‌های دور عباس‌آباد.

از بهشهر تا گرگان چقدر راه است؟

حدود ۸۵ کیلومتر، کمی بیشتر از یک ساعت. جادهٔ ۲۲ از خودِ بهشهر رو به کردکوی و گلستان می‌رود، پس بهشهر را می‌شود توقف آخرِ سفر مازندران کرد یا شب اولِ سفری به گلستان.

با قطار می‌شود به بهشهر رفت؟

آره. قطار تهران–گرگان از مسیر فیروزکوه، پل‌سفید، قائمشهر و ساری می‌آید و در ایستگاه بهشهر هم می‌ایستد. روزها و ساعت‌های حرکت را قبل از سفر در سایت راه‌آهن ببین.

عکس: Yazdi.an9، ویکی‌مدیا کامانز، مجوز CC BY-SA 4.0